Sep 04, 2004
دوست دارم تنها باشم این
دوست دارم تنها باشم این تنها کلمه ایست که هر لحظه درون ذهنم،توسط تمام وجودم تکرار می شود. فریاد زده می شود.فقط تنهایی.....
دوست دارم به دور از شهر ، به دور از مردمان هزار رنگ، به دور از هزارن فتنه و نیرنگ، در گوشه ای روی چمن رو به آسمان دراز بکشم و نسیم خنکی تمام وجودمرا نوازش کند.
اما این فقط یه آرزو یا شاید یک رویاست . چنین اتفاقی در رویاها، در خیال آدمها و البته در فیلمها اتفاق می افته.ولی با این حال باز هم دوست دارم که تنها باشم. حتی اگه در شهر . حتی اگر در خانه فدر اتاقم.... اما تنها باشم.
اما نه مگر میشود . حتی در رویا هم نمی شود . صداهای زندگی رشته افکار را پاره می کنند. نه...!این زندگی حتی این امر را نیز از من دریغ می کند....
م: سرزمين سرد سكوت
| لینک ثابت