سلام.
بعد از مدتها دوباره دلم تنگ شد.دلم برای نوشتن تنگ شد.بازم میخوام افسار این قلم رو رها کنم و بذارم هر طور که میخواد واسه خودش توی دشت بی انتهای افکارم بتازه و هر چیزی رو که دوست داره دستچین کنه و روی پهنه بی احساس کاغذ نقش کنه .
دلم میخواد بذارم از هر چی که تو فکرمه با خبر بشه.توی رازهام با من شریک بشه.توی همه چیز.از همه عقاید و افکارم با خبر بشه.
اما بعدش پشیمون میشم.فقط توی یه محدوده بسته تاخت و تاز کنه بهتره.!!!!!!چون وقتی قلمت همرازت بشه اون وقته که باید منتظر همرازهای جدید باشی.!!!!!!!اونم کسایی که معلوم نیست که اگه از این رازها باخبر بشن چه عکس العملی از خودشون نشون میدن.
حالا که این محدوده رو واسش بسته کردم نه چون خودم خواستم بلکه چون شاید خیلی ها نتونن با رازها و افکار و .... من کنار بیان،دیگه نمیدونم چی بنویسم چون با این اوصاف دوباره افسار قلم رو گرفتم اونم دو دستی.پس آزادی برای اون قایل نیستم .اونم حق داره که یه گوشه باسته بدون حرکت..........................
انگار نه انگار که اصلاً حرکتی داشته .تنگار نه انگار که برای حرکت خلق شده..................
Feb 14, 2005
دلتنگي...
م: سرزمين سرد سكوت
| لینک ثابت
- ناشناخته (36)
- پسرک (7)
- سای... (123)
- فراتر از... (93)
- شب...خدا... (2)
- سایه شب (4)
- سرزمين سرد سكوت (138)
- روز پاييزي ميلاد...
- حرف زدن يا...
- توهم يك ياغي...
- ...
- ...
- ...
- جون دادن گوسفند...
- تموم كردن...
- بي خبري...
- تصاوير شرجي...
- مرگ خدايي...
- آن مرد...
- قسمت بابا...
- هر كَس...هيچ كَس...
- مرد بي آينده...
- ...
- بي ثبات...
- ...
- بدون عنوان...
- تصور كن...
- October 2008
- September 2008
- August 2008
- July 2008
- June 2008
- May 2008
- April 2008
- March 2008
- February 2008
- January 2008
- December 2007
- August 2006
- June 2006
- March 2006
- February 2006
- January 2006
- December 2005
- November 2005
- October 2005
- September 2005
- August 2005
- July 2005
- April 2005
- March 2005
- February 2005
- January 2005
- December 2004
- November 2004
- October 2004
- September 2004
- August 2004
Powerd by: MT 4.2-en
Designed by: Silence
Designed by: Silence