.......
ایندفه میخوام یه داستان بگم که نمیدونم بخندید،گریه کنید،.... نمیدونم...نمیدونم.......
من که خودم طبق معمول فقط سکوت کردم ..................
.............
داستان از این قراره که ما از ..... شروع به حرکت کردیک به سمت کرمانشاه....خوش و خرم داشتیم میومدیم و از طبیعت بهاری و گاهی هم زمستانی(برف)لذت میبردیم.....
بر خلاف همیشه از یه جاده دیگه اومدیم که از طبیعت اونجا هم استفاده ببریم و متنوع باشه......
وقتی به جاده اصلی و همیشگی رسیدیم درست سر اولین گردنه ماشینمون شروع کرد به بازی در آوردن..... دنده ماشین شوخیش گرفته بود..... کلک جا نمیرفت..... ما هم اولش کلی خندیم .... ولی بعدش دیدم بابا این دندهه دیگه شورش رو در آورده و اصلاً دیگه جا نمیره....
حلا ما کجاییم دقیقاً سر گردنه و بغلمون چیه یه ایستگاه نیروی انتظامی... اولش ...رفتیم پایین و گفتیم بابا دهنده جون الان مقع این شوخیها نیست کوتاه بیا.... ولی نه... کارگر نیفتاد تنها راه رو در این دیدیم که به یکی بگیم بیاد باهاش صحبت کنه که زبونش رو بلد باشه و به حرف اون گوش بده....بنابر این چون شماره اون کس رو نداشتیم متوصل به اون ایستگاه شدیم که شماره امداد خودرو (سایپا) رو بپرسیم..... که جواب شنیدیم:...ما بلد نیستیم ولی تو این جاده یه امداد خودرو بیشتر نیست اونم ایستگاهش پلیس راه اول کرمانشاهه.......
این موقع بود که همه گریپاژ کردیم ...... بابا پس این همه تبلیغ چی بود که میگن :سایپا متفاوت در خدمات...... حالا اون به کنار از یه هفته قبل از عید تو بوقو کرنا کرده بودن که آره ما امسال..... تعداد نیروی امداد خودرو تو جاده ها داریم......
بگذریم ..... گفتیم میریم پلیس راه.... به هزار بدبختی ماشینو رو راه انداختیم....ولی نه بابا اصلاً نمیشه گفتیم چیکار کنیم.....یه دفه گفتم از 110 میپرسیم.... زنگ زدیم .... ولی اونی هم شماره امداد خودرو رو نداشتن و گفتن از 118 بپرسید.... زنگ زدیم 118.... !؟!؟!؟!؟!!؟ اینی هم نداشتن..... بازم بیخیال شدیم گفتیم پلیس راه درست میشه.....
رسیدیم پلیس راه.... یه بیسیم زدن به امداد خودرو ... فرمدن تا 15 دقیقه دیگه میان رفتن گشت.....بعد از 45 دقیقه یه ماشین با سرعت نور از بغل ما رد شد.... ما هم که گل از گلمون شکفت که آره بالاخره ماشین درست میشه و میریم و یه دل سیر نهار میخوریم...... اما زهی خیال باطن...... رفتیم و جواب شنیدیم:تعمیرکارمون رفته.... و من هم بلد نیستم....اگه میخواید که تا کرمانشاه بکشیم ماشینو...........
به هزار بدبختی رسیدیم کرمانشاه و رفتیم نمایندگی.....به خیال خودمون از گارانتی!!؟!؟!؟(البته گفتم به خیال خودمون،که ما خیلی خوش خیالیم)استفاده کنیم....ولی جواب شنیدیم:این مورد جز گارانتی نیست.........
تو همین شلوغ بازار بود که دوباره اون شعار رو دیدم:سایپا متمایز در خدمات.......
آره واقعاً متمایزه به خدا متمایزه......ولی اینم بگم بقیه هم دست کمی از سایپا ندارن...ولی اونا حداقل شعارشم نمیدن یا اگه میدن ما نشنیدیم........
................
شما چی؟میخندید؟یا گریه میکنید؟
........................
و بازم سکوت......................
Mar 25, 2005
خدمات متمايز...
م: سرزمين سرد سكوت
| لینک ثابت
- ناشناخته (36)
- پسرک (7)
- سای... (123)
- فراتر از... (93)
- شب...خدا... (2)
- سایه شب (4)
- سرزمين سرد سكوت (138)
- روز پاييزي ميلاد...
- حرف زدن يا...
- توهم يك ياغي...
- ...
- ...
- ...
- جون دادن گوسفند...
- تموم كردن...
- بي خبري...
- تصاوير شرجي...
- مرگ خدايي...
- آن مرد...
- قسمت بابا...
- هر كَس...هيچ كَس...
- مرد بي آينده...
- ...
- بي ثبات...
- ...
- بدون عنوان...
- تصور كن...
- October 2008
- September 2008
- August 2008
- July 2008
- June 2008
- May 2008
- April 2008
- March 2008
- February 2008
- January 2008
- December 2007
- August 2006
- June 2006
- March 2006
- February 2006
- January 2006
- December 2005
- November 2005
- October 2005
- September 2005
- August 2005
- July 2005
- April 2005
- March 2005
- February 2005
- January 2005
- December 2004
- November 2004
- October 2004
- September 2004
- August 2004
Powerd by: MT 4.2-en
Designed by: Silence
Designed by: Silence