یه دوستی یه چیزایی گفت...
می گفت خسته شدم...حوصله ندارم...نه حوصله خونه رو دارم...نه حوصله بیرون رو...دوست دارم یه چند سالی بخوابم بعد بیدار شم ببینم چی شده؟...ولی فکر کنم وقتی بیدار شم بازم هیچ اتفاقی نمیفته...هیچی عوض نمیشه...
یاد خودم افتادم...یاد مدتی پیش...یاد روزایی که منم دقیقاً همین حس رو داشتم...ولی نتونستم به زبون بیارم...چون فکر می کردم فقط خودم اینطوریم...نمیگم این حس کاملاً از من جدا شده...نه تا وقتی که به جواب سوال هام نرسم شاید جدا هم نشه...ولی می خوام تا وقتی که به جواب سوال هام برسم...تحرک داشته باشم...می خوام حوصله بسازم...
اگه بذارن(اونم می گفت)...راست می گفت اگه بذارن...اونم می گفت نمی ذارن...
اگه بخوام میشه...ولی کاش همه چیز و همه کس برای نشدن بسیج نشن...
وقتی یکی یه تصمیمی می گیره حتی اگه شده تمام طول یه رودخونه رو بر خلاف جهت آب شنا کنه...اگه تمام توانش رو هم بذاره...چون یه هدف ساخته...یه هدف که شاید ....برای رسیدن به اون هدف به بالاترین می رسه...به اوج...
....
امروز تولد کو... یکی از بهترین دوستام...
کو.... تولدت مبارک...
Oct 04, 2005
شدن...
م: سرزمين سرد سكوت
| لینک ثابت
- ناشناخته (36)
- پسرک (7)
- سای... (123)
- فراتر از... (93)
- شب...خدا... (2)
- سایه شب (4)
- سرزمين سرد سكوت (138)
- روز پاييزي ميلاد...
- حرف زدن يا...
- توهم يك ياغي...
- ...
- ...
- ...
- جون دادن گوسفند...
- تموم كردن...
- بي خبري...
- تصاوير شرجي...
- مرگ خدايي...
- آن مرد...
- قسمت بابا...
- هر كَس...هيچ كَس...
- مرد بي آينده...
- ...
- بي ثبات...
- ...
- بدون عنوان...
- تصور كن...
- October 2008
- September 2008
- August 2008
- July 2008
- June 2008
- May 2008
- April 2008
- March 2008
- February 2008
- January 2008
- December 2007
- August 2006
- June 2006
- March 2006
- February 2006
- January 2006
- December 2005
- November 2005
- October 2005
- September 2005
- August 2005
- July 2005
- April 2005
- March 2005
- February 2005
- January 2005
- December 2004
- November 2004
- October 2004
- September 2004
- August 2004
Powerd by: MT 4.2-en
Designed by: Silence
Designed by: Silence