Dec 19, 2007
خواب پیانو...
دیشب خواب دیدم...دارم پیانو می زنم...
پیانو رو یه جایی بین سقف و زمین آویزون کرده بودن...
من خودم رو به پیانو رسونده بودم...داشتم با کلاویه ها زندگی می کردم...
اما...وقتی دیگران پایین ایستادن...و من خواستم نشون بدم...صدای پیانو کم
شد...فقط خودم می شنیدم...فقط خودم...کسایی که پایین ایستاده بودن نمی
شنیدن...
نت ها رو اشتباه می زدم...انگشتام اشتباه کلاویه ها رو لمس می کردن...
کلاویه های پیانو از جاشون داشتن کنده می شدن...
...
ب.ر.ن:...خیلی دلم می خواد بنویسم...هر لحظه تصمیم می گیرم بنویسم...اما...