Feb 26, 2008
تا هستم...با حسرتِ نداشتنِ... هستم...
ب.ر.ن:...نمی دانم تا به کِی...تا به کجا... تاب می آورم...
تاب این حسرتِ ... را...
ب.ر.ن:...نمی دانم تا به کِی...تا به کجا... تاب می آورم...
تاب این حسرتِ ... را...
م: فراتر از...
گل یخ...
هدیه ایست...از من ...
گل یخ...
گل یخ را اولین بار...
گل یخ اگر در سرما می زید...اگر با یخ هم صحبت است...
اما گرمایی برایم دارد که در هیچ آتشی نتوانم یافت...
گل یخ گرمایِ...
یک شاخه گل یخ...یک شاخه رزِ...
ب.ر.ن:...تولد یکی از عزیزترین هایم...
تولدت مبارک...