Feb 17, 2008
غریبه ای در اتاق...
صدای خش خشی اومد...
چشمام رو توی تاریکی تیز کردم...به گوشه ای که صدا از اونجا میومد دقیق شدم...
چیزی تکون خورد...
احساس کردم کسی اونجاست...
توی تاریکی اتاق سعی می کردم ببینم...تمام سعیم رو می کردم ببینم...اما چیز زیادی معلوم نبود...
پرسیدم کی هستی...
صدایی گفت..."سایه شب..."...
چشمام رو توی تاریکی تیز کردم...به گوشه ای که صدا از اونجا میومد دقیق شدم...
چیزی تکون خورد...
احساس کردم کسی اونجاست...
توی تاریکی اتاق سعی می کردم ببینم...تمام سعیم رو می کردم ببینم...اما چیز زیادی معلوم نبود...
پرسیدم کی هستی...
صدایی گفت..."سایه شب..."...