Apr 03, 2008
فکر باطل...
فکر می کردم...با تمام شدن درسم...تازه دوره حرکت برای رسیدن به مسائلی که تو فکرمه آغاز می شه...
اما...گویا...زهی خیال باطل...
ب.ر.ن:...حداقلش فکر نمی کردم به این زودی شروع بشه...فکر نمی کردم به این زودی زمزمه اولتیماتوم بشنوم...
ب.ر.ن:...این دفعه نمی خوام حسرت بخورم...نمی خوام چند سال بعد بگم..."چرا اون راهی که خودم خواستم رو نرفتم...اگه اون راهی که خودم می خواستم رو رفته بودم...کاش حتی اگه انتهاش هم خوب نبود...راهی که خودم می خواستم رو می رفتم..."...
اما...گویا...زهی خیال باطل...
ب.ر.ن:...حداقلش فکر نمی کردم به این زودی شروع بشه...فکر نمی کردم به این زودی زمزمه اولتیماتوم بشنوم...
ب.ر.ن:...این دفعه نمی خوام حسرت بخورم...نمی خوام چند سال بعد بگم..."چرا اون راهی که خودم خواستم رو نرفتم...اگه اون راهی که خودم می خواستم رو رفته بودم...کاش حتی اگه انتهاش هم خوب نبود...راهی که خودم می خواستم رو می رفتم..."...