Apr 25, 2008
...
احساس خفگي مي كنم...
احساس مي كنم ته يه اتاق بدون در و پنجره اسير شدم...
احساس مي كنم زنداني شدم...
...
احساس مي كنم خفه م...
كسي نه مي بينه...نه مي شنوه...نه مي فهمه...نه مي فهمه... نه مي فهمه...
نه احساس مي كنه...نه احساس مي كنه...نه احساس مي كنه...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...
احساس مي كنم ته يه اتاق بدون در و پنجره اسير شدم...
احساس مي كنم زنداني شدم...
...
احساس مي كنم خفه م...
كسي نه مي بينه...نه مي شنوه...نه مي فهمه...نه مي فهمه... نه مي فهمه...
نه احساس مي كنه...نه احساس مي كنه...نه احساس مي كنه...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...