May 31, 2008
بنويس از...
...بنويس هر چه كه ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
بگو از ما كه به زندگي دچاريم
لحظه ها رو مي كشيم نمي شماريم
بنويس از ما كه در حال فراريم
توي اين پاييز بد فكر بهاريم...
...
دست من خسته شد از بس كه نوشتم
پاي من آبله زد بس كه دويدم...
...
حرف خالي زديم و قافيه باختيم
بگو از ما كه تو خونمون غريبيم
لحظه لحظه در فرار وِ در فريبيم
بگو از ما كه به زندگي دچاريم
لحظه ها رو مي كشيم نمي شماريم...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...