Jun 26, 2008
زندانبان...
گویا تا زنده ام...دلتنگی جدایی نگیرد از من...با آمدنش این روزها...حس
دیگری هم می آید...که از درون، تمام وجودم را به لرزه می افکند...
شاید قطره هایی متولد شوند...شاید راهی سد شود...اما هنوز کلماتی در درون زندانی اند...و من...
و من زندانبان زندانی درون خویشم...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...
شاید قطره هایی متولد شوند...شاید راهی سد شود...اما هنوز کلماتی در درون زندانی اند...و من...
و من زندانبان زندانی درون خویشم...
ب.ر.ن:...
ب.ر.ن:...