Jul 19, 2008
ته كشيدن...
امشب ته كشيدم...
تموم شدم...
پ.ن:...
ب.ر.ن:...حس خفگي دارم...حس گنگ بودن...حس گيج بودن...تمام حس هاي بد دنيا توي من جمع شده...
نمي تونم گريه كنم...شايد نمي تونم كار ديگه اي هم انجام بدم...حالم بده...بد...بد...بد...
ب.ر.ن:...
تموم شدم...
پ.ن:...
ب.ر.ن:...حس خفگي دارم...حس گنگ بودن...حس گيج بودن...تمام حس هاي بد دنيا توي من جمع شده...
نمي تونم گريه كنم...شايد نمي تونم كار ديگه اي هم انجام بدم...حالم بده...بد...بد...بد...
ب.ر.ن:...