Sep 13, 2008
بدون عنوان...
امروز زد به سرم اينجا رو هم تعطيل كنم...
نمي دونم...شايد دير يا زود اين كار رو انجام بدم...
شايد يه جاي ديگه...
شايد يه جاي قديمي...
شايد هيچ جا...
شايد همين جا...
تو اين قضيه هم سردرگمم...مثل بقيه قضايا...
شايد تا چند روزه ديگه از اين شهر برم...يه مدتي برم يه جاي ديگه...شايد...
شايد...
شايد...
شايد...
اما يه چيزي هست...نمي شه ننوشت...شايد...اين شايد كم رنگ تره...چون قبلاً امتحان شده...
شايد يه روزي اينجا يه پست براي خداحافظي نوشتم...
شايد يه عكس براي خداحافظي گذاشتم...
شايد صفحه رو به صفحه اي ساكن و ساكت تغيير دادم...
شايدم خيلي آروم و بي صدا رفتم...
شايد...
شايد...
شايد...
نمي دونم...شايد دير يا زود اين كار رو انجام بدم...
شايد يه جاي ديگه...
شايد يه جاي قديمي...
شايد هيچ جا...
شايد همين جا...
تو اين قضيه هم سردرگمم...مثل بقيه قضايا...
شايد تا چند روزه ديگه از اين شهر برم...يه مدتي برم يه جاي ديگه...شايد...
شايد...
شايد...
شايد...
اما يه چيزي هست...نمي شه ننوشت...شايد...اين شايد كم رنگ تره...چون قبلاً امتحان شده...
شايد يه روزي اينجا يه پست براي خداحافظي نوشتم...
شايد يه عكس براي خداحافظي گذاشتم...
شايد صفحه رو به صفحه اي ساكن و ساكت تغيير دادم...
شايدم خيلي آروم و بي صدا رفتم...
شايد...
شايد...
شايد...