Oct 21, 2008
روز پاييزي ميلاد...
يه غروب پاييزي...
يه اتاق تاريك...
چه غروبي...
چه...
ب.ر.ن:...ديشب...حس عجيبي داشتم...آشنا بود...آشنا و عجيب...آشنا و عجيب و ...
ب.ر.ن:...
اضافه:...اگه يه روز مُردم...يه شاخه گل يخ...يه شاخه رز سياه...روي قبرم...
يه اتاق تاريك...
...روز پاييزي ميلاد تو در يادم هست
روز خاكستري سرد سفر يادت نيست
ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر يادت نيست...
چه غروبي...
چه...
......
بيا تا گريه كنم
سر اومده صبرم
نه گريه مونده برام
نه خنده مونده برام
فقط يه كابوسِ
كشنده مونده برام...
...
يه حس گيج و سمج
هميشه همدممه
مي گن شكنجه بسه
مي گم بازم كممه...
...
اگه يه روز مُردم...
ب.ر.ن:...ديشب...حس عجيبي داشتم...آشنا بود...آشنا و عجيب...آشنا و عجيب و ...
ب.ر.ن:...
اضافه:...اگه يه روز مُردم...يه شاخه گل يخ...يه شاخه رز سياه...روي قبرم...