Aug 28, 2009
دوشنبه 6 شهریور 1385 نوشتم...
پ.ن:...امروز هم 6 شهریور...
ب.ر.ن:...امسال چند سال گذشته؟!؟!...
......
دو سال گذشت...
...
پ.ن:...امروز هم 6 شهریور...
ب.ر.ن:...امسال چند سال گذشته؟!؟!...
م: سای...
......
دو سال گذشت...
...
...ني به آتش گفت:
کين آشوب چيست؟
مر تو را زين سوختن مطلوب چيست؟...
...
...ساعتا وایسادن از حرکت و بازی...
...
من آسمون کشیدم رو سقف زرد خونه...
...
...من و مزرعه یه عمره
چشم به راه یه بهاریم
زیر شلاق زمستون
ضربه ها رو می شماریم
توی این شب غیر گريه
کار دیگه ای نداریم
هرکی خوابه خوش به حالش
ما به بیداری دچاریم...
...هنوزم زیر رگبار ترانه
کنارِ...
...
بذار از ابر سنگین نگاهم
بارون دلتنگی بباره...
...
...یادِ حرفایِ...
منُ رها نمی کنه...