Aug 16, 2009
صبح...تصادف...
روزی که صبحش با زدن ماشین به در، توسط «کو...» شروع بشه...
عصرش هم با اعصاب خوردی از یه فراموشی، که برنامه هات رو به هم ریخته، تموم می شه...
عصرش هم با اعصاب خوردی از یه فراموشی، که برنامه هات رو به هم ریخته، تموم می شه...