Dec 21, 2009
این آخرین دقایق...
این ساعتای آخر عجب ساعتای بدیه...یه چیزی بدتر از بد...
غصه ها هجوم آوردن..غصه ها...
ب.ر.ن:...نمی دونم تا کی می تونم تحمل کنم...
ب.ر.ن:...شاید...
ب.ر.ن:...
غصه ها هجوم آوردن..غصه ها...
...تاریکه سرنوشتم
فانوسِ من شکسته
عمریه بُغضی سنگین
راه گلومو بسته
از شب به شب رسیدم
از کوچه ها به بن بست...
ب.ر.ن:...نمی دونم تا کی می تونم تحمل کنم...
ب.ر.ن:...شاید...
ب.ر.ن:...