Jul 23, 2010
خارجی...11 شب...
خارجی...ساعت 11 شب...مکان زیر پل سید خندان...
چند تا ماشین شخصی و یکی دو تا تاکسی...خیابون خلوتی که فقط توی عید می شه خیابونای تهران رو اینجوری دید...
تاکسی راه می افته...از پنجره یه دختر و پسر رو می بینم...نزدیک یه تاکسی...دختر با پسر دست داد و از پسر خداحافظی کرد و سوار تاکسی شد...
تو اعماق وجودم لرزشی حس کردم...
ب.ر.ن:...
چند تا ماشین شخصی و یکی دو تا تاکسی...خیابون خلوتی که فقط توی عید می شه خیابونای تهران رو اینجوری دید...
تاکسی راه می افته...از پنجره یه دختر و پسر رو می بینم...نزدیک یه تاکسی...دختر با پسر دست داد و از پسر خداحافظی کرد و سوار تاکسی شد...
تو اعماق وجودم لرزشی حس کردم...
ب.ر.ن:...